خرید بک لینک

روزمرگی‌ها

اگر خواندید به دیگران معرفی نکنید.

اگر نمردم...

این روزها حال خیلی خرابی دارم؛ بعضی کارهایم باقی‌مانده‌اند. این کارها شامل کارهای دفتر می‌شود. کارهای دفتری که نمی‌دانم چه زمانی خلاص خاهند شد، یا اصلن خلاصی هم خاهد داشت یا نه.

کار دیگرم هم خاندن و نقد یک کتاب بود و من کتاب راهی به رهایی از مصطفا ملکیان را انتخاب کرده بودم که تا هنوز بعد از یک هفته، حتا رویش را هم باز نتوانسته‌ام. 

کار دیگرم هم نوشتن یک‌ونیم فصل از یک منوگراف جنجالی است، در این مورد یک منبع پیدا کردم که بعضی قسمت‌های منوگراف را پوشش می‌دهد ولی بعضی دیگر، هنوز مانده است.

در این میان اما، هیچ کدام از این حرف و حدیث‌ها حالم را به اندازه‌ی دیقی و وضعیت روانی بالای خودم خراب نکرده است. می‌دانید، هیچ‌وقت به این حد در وضعیت روانی قرار نداشته‌ام. زمانی خیلی طولانی ندیدن او باعث شده که گوشت در وجودم نماند. مثل اطفال آفریقا سوءتغذی می‌نمایم. گوشت‌هایم تکیده، پاهایم رمقی ندارند، دستانم سرد شده‌اند، در این هوای دل‌انگیز و مفصلن لعنتی پاییزی هیچ گرم نیامده‌ام. وجودم سردِ سرد شده است.  زمان طوری می‌گذرد که اصلن نمی‌گذرد، می‌نشینم و می‌نشینم و خودم را مصروف می‌گیرم ولی می‌بینم یک ساعت هم از روز سپری نمی‌شود. 

حس می‌کنم هر لحظه کم می‌شوم؛ مثل دیواری شاریده، تکه‌های از وجودم را در حال فرو ریختن می‌بینم، گاهی حس می‌کنم سرم در خودم نیست و گاهی می‌خاهم سرم از تنم جدا باشد. تازگی‌ها یاد فراموشی پیدا کرده‌ام: گاهی که از خاب بیدار می‌شوم، فکر می‌کنم که من شب چه کردم و کجا بودم یا در روز جاری چند شنبه یا است و یا دیروز چند شنبه بود و من کجا بودم و چه کردم... ولی خیلی وقت‌ها جوابِ این سوال‌ها را نمی‌دانم... می‌دانم ولی نمی‌توانم به یادم بیاورم!

به معنای واقعی کلمه، گاهی حس مردگی به من دست می‌دهد، فکر می‌کنم دیگر زنده نیستم، فکر می‌کنم که روحم از وجودم رفته است، رفته است تا جاهای دورِ دور! تا پشت کوه‌ها و دره‌ها و دریاها... تا آن‌جا! ولی حالا به این می‌اندیشم که اگر نمردم، هر لحظه و هر جای بیش‌تر از همیشه بیش‌تر دوستت خاهم داشت. اگر نمردم استفاده‌ی دو نفر از جیب‌های کرتی‌های زمستانی‌ام دیدنی خاهند بود...!

منصرف می‌شوم؛ اگر نمردم نه! باید نمیرم و برای ما زنده بمانم.

برچسب: نویسنده: محمد رنجبر تاريخ: يکشنبه 29 شهريور 1405 ساعت: 11:35

صفحه بندی