گپِ اصلی اینکه چرا من و خیلی دیگر دوستانم که مثل من اند، تا این موقعی شب بیداریم؟
دقیقتر که میشوم: چطوریای این ماجرا تا چرایی آن با اهمیتتر مینماید. بر فرض شرایطِ را که در این موقعیتِ زمان-مکانی، شبکهی جهانی (انترنت) تا ساعت ۱۰ی شب قابل دسترس میبود؛ باز هم تا ۲ بجهي شب بیدار مانده میتوانستیم؟
با در نظر داشت استثناها؛ جواب شخصِ من -نه- است.
طبق آمارگیریهای ابتداییای خودم، بجز تقاضای موقعیتهای شغلی، از هر ۲۴ ساعت، نزدیک به ۴ ساعت آن را در شبکههای مجازی خود را مصروف جلوه میدهم. اگر از این ۴ ساعت، ۲ ساعت آن را هدر ندهم و پستهای مفیدتر به تورم بخورد، ۲ ساعت دیگر را به حتم که به باد فنا سپردهام.
بررسیهای نشان میدهد که در این دو ساعتِ به هدر رفته، مهمترین کارهایم: پیامک، تماس تصویری، هههه نمودن در بعضی پستها، قلبک کردنِ عکسهای رونالدو، شبکهی خنده و بعضی دخترها میباشد.
حال اینکه استفادهی شبکههای مجازی برای ما مفید است یا مضر، بحثش مجزا؛ ولی اصلا ما کارگرانِ مفت به کدام طرف روانایم؟
در آخر: این منم؛ تو چطوری؟
نکته: #مثل_مخکش_نباشید
برچسب: روزمرگی,
نویسنده: محمد رنجبر